عبد الجليل قزوينى رازى
409
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
باشند رافضيان مولاى علويان باشند » آنست كه عجب آيد از كسى كه دعوى مسلمانى كند و نمايد كه از علم بهرهاى دارد و سر بگريبان امّتى برآورده است آنگه علويان و آل و ذرّيّت فاطمه را بآل ساسان قياس كند ، و نداند كه درين اجرا سيّد ولد آدم را صلّى اللّه عليه و آله با ساسان گبر برابر كرده باشد و حقيقت اينست كه غرض اين مصنّف انتقالى اين بوده است از جمع اين كتاب تا جائى بواطن و اسرار كيش ملاحده را ظاهر كند ، و جائى برمز محمّد و على را با ساسان گبر برابر كند ، و چون هردو را كافر بچه و ناپاكزاده داند اين معنى هم روا دارد ، و گر به قرآن ايمان داشتى بدين آيت مقرّ بودى كه بارى تعالى محمّد را صلّى اللّه عليه و آله مىگويد : قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى « 1 » » . علويان را و فاطميان را بآل ساسان گبر برابر نكردى ، و شيعت و اتباع ايشان را با گبركان برابر نكردى ، و گر بمحمّد عبد اللّه عليه السّلام معترف بودى اين خبر را انكار نكردى كه : مثل أهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلّف عنها غرق « 2 » و گر باجماع امّت و قول صحابهء كبار راضى بودى و از آن تابعين بزرگوار « 3 » مخالفت اين حديث بروا نداشتى كه باتّفاق و اجماع از صاحب شريعت روايت كردهاند كه گفت : النّجوم أمان لأهل السّماء ، و أهل بيتى أمان لامّتى « 4 » پس شيعت اگر خود را مولاى سادات مفترض الطّاعهء معصوم منصوص دانند متابعت قرآن و اخبار متواتر كرده باشند و مانندگى كردن ايشان را بآل ساسان گبر آفتابپرست الّا غايت حرامزادگى و بىاصلى و بددينى و كماعتقادى نباشد تا معلوم فضلا و عقلا شود كه درين فصل اين ناقل را چه لازم است دريغا نيكانى كه در رخت « 5 » ايشان بضاعت حميّت بودى تا اين مجموعه باستقصا بخواندندى و مطالعت كردندى و بگفتندى كه : بر خلاف قرآن و عقل و اخبار مصطفى فتوى كردن الّا غايت بدعت و ضلالت نباشد
--> ( 1 ) - از آيهء 22 سورهء مباركهء شورى . ( 2 ) - حديث متواتر معروفى است كه در باب آن كتابهاى مستقل نوشته شده است . ( 3 ) - ح د : « و اگر باجماع امت و قول صحابهء كبار و تابعين بزرگوار راضى بودى » . ( 4 ) - از احاديث قطعى الصدور است كه فريقين خاصه و عامه بنقل آن پرداختهاند . ( 5 ) - ث ب م : « كه درخت » ( بيك راء ) .